X
تبلیغات
رایتل

همه چیز از هر کجا
مطالب خواندنی و ورزشی 
قالب وبلاگ
در روایتی می خوانیم که :
 
درحالیکه حضرت یوسف علیه السلام گرفتار حسادت برادران گردیده بود و در این طوفان بلا اشک می ریخت و یا به هنگامی که او را می خواستند به چاه افکنند ، ناگهان یوسف شروع به خندیدن کرد .
 
برادران سخت در تعجب فرورفتند که این چه جای خنده است ! گوئی برادر ، مسئله را به شوخی گرفته است . بی خبر از اینکه تیره روزی در انتظار اوست ، اما پرده از راز این خنده برداشت و درس بزرگی به همه آموخت و گفت :
 
فراموش نمی کنم که روزی به شما برادران نیرومند با آن بازوان قوی و قدرت فوق العاده جسمانی نظر افکندم و خوشحال شدم ، با خود گفتم کسی که این همه یار و یاور نیرومند دارد چه غمی از حوادث سخت خواهد داشت !
 
آن روز به شما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم ، اکنون در چنگال شما گرفتارم و از شما به شما پناه می برم و به من پناه نمی دهید .
 
خدا شما را بر من مسلط ساخت تا این درس را بیاموزم که به غیر او حتی برادران تکیه نکنم .
[ سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387 ] [ 06:48 ] [ سهیل ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 117486